یه جو معرفت...!
این وبلاگ به لطف داداش رضا هنوز زنده است
چه واژه ی پر از مهر و محبتی است مادر . اما همین واژه تنها مختص به کلمه نیست ، بلکه با موجودی سرشار از محبت و خالی از هرگونه کینه روبرو هستیم . چه دل بزرگی دارند مادران و چه نگاه مهربانانه و با محبتی . بزرگترین اتفاق عالم ، وجود شخصیت پاک و مطهری است که در زن خلاصه میشود زهرای اطهر زهرای اطهر مادری که محبت و پاکدامنی ، صبر و استقامت ، عشق و گذشت ، ..... را در وجود پاک همه ی فرزندان خود به ودیعه گذاشته است . زهرا زاده ی بزرگ پروردگاری هنرمند است و هنر آفرین . زهرا بزرگترین آفریده و بزرگترین هنر پروردگاری است که عاشق است . چه مادری مهربان تر و پاک تر از زهرا و چه پدری مهربان تر از علی ، و چه خدای زیبایی بهتر از رب العالمین که خالق علی و زهراست . روز ولادت بانو فاطمه ، روز زن و روز مادرای مهربونمون مبارک . دلم میگیرد از بی معرفتی دلم . تشنه ی نوشتنم اما ذهن آلوده ام نمیگیرد . غرق کثافتم و چشمانم اشک آلود ، شرمنده ام . هیچ نمی دانم و کافر مسلک شبم را روز میکنم . نمی دانم کجا سنگ بر دلم بسته ام که اینچنین حیرانم . شاکییم از خودم و طبل دانایی میزنم و امیدوارم . اما چه سود . غرق در نفسانیات ... من گناهکارم . شیطان امانم را میبرد . چه لذتی میبرد وقتی گوش به حرفهایش میدهم . رو سیاهم ... دیگر تلاشی نمی کند چون به اشارتی ، اطاعت میکنم . گتاه کارم . توبه ها شکسته ام ، دست من در دستان توست ، اما گاهگاهی خودم دستم را آزاد میکنم . چشمانت در چشمانم است ، اما خودم چشم از تو میگیرم . کمکم کن درک کنم این غم عظیم را و بشناسم راه را . خوانده ای باز هم بخوان . وفات بانو فاطمه ی زهرا تسلیت و تعزیت باد . در مجالي که برايم باقيست مهربانيست که ما را به نکويي در مجالي که برايم باقيست و به جز از ايمانش غير ممکن را از خاطره ها محو کنند کار را در کندو مدتی بود کامپیوتر اینجانب به علت پکیدن یهویی ، از دنیای اینترنت دور افتاده بودم و چقدر زجر آور بود . این کوتاهی را بر من ببخشایید . سال نو شما مبارک . ایشالا سال خوب و متفاوتی رو شروع کرده باشین . برا من که متفاوت بود .
درود بی پایان به روح پاک و مطهر شهید عباس بابایی گزیده ای از وصیت نامه ی اول شهید بابایی . بسم الله الرحمن الرحیم . همسرم ! راه خدا را انتخاب کن که جز این ، راه دیگری برای خوشبختی وجود ندارد . ... ملیحه جان همان طوری که میدانی احترام مادر واجب است . اگر انسان کوچکترین ناراحتی داشته باشد اولین کسی که سخت ناراحت میشود مادر است که همیشه به فکر فرزندش است ... ملیحه جان هرگز به تنهایی فکر نکن حتما از قرآن و سخنان پیامبران - امامان استفاده کن و کمک بگیر - نترس ، هر چه می خواهی بگو . ملیحه جان به خدا قسم مسلمان بودن تنها به نماز و روزه نیست ، البته انسان باید نماز و روزه بگیرد . تا میتوانی به دوستانت کمک کن و به هر کسی که میشناسی و یا نمی شناسی خوبی کن . نگذار کسی از تو ناراحت شود و برنجد . ملیحه جان در این دنیا فقط پاکی ، صداقت ، ایمان ، محبت به مردم ، جان دادن در راه وطن ،و عبادت باقی می ماند تا میتوانی به مردم کمک کن . حجاب ، حجاب را خلیی زیاد رعایت کن . ملیحه هر چقدر میتوانی درس بخوان . خوب فکر کن . به مردم کمک کن . کمک کن و خوب قضاوت کن . همیشه از خدا کمک بخواه . حتما نماز بخوان . ... همیشه به خاطرت این کلمات بسیار شیرین و پر ارزش را بسپار " کسی که به پدر و مادرش احترام بگذارد ، یعنی طوری با آنها رفتار کند که رضایت آنها را جلب نماید ، همیشه پیش خداوند عزیز بوده و در زندگی خوشبخت خواهد بود ... "ملیحه جان هر وقت نماز میخوانی برایم دعا کن . وصیت نامه ی دوم شهید عباس بابایی بسم الله الرحمن الرحیم . انا لله و انا الیه راجعون . خدایا ، خدایا ، تو را به جان مهدی (عج ) تا انقلاب مهدی (عج ) خمینی را نگهدار . به خدا قسم من از شهدا و خانواده ی شهدا خجالت میکشم وصیت نامه بنویسم . حال سخنانم را برای خدا در چند جمله ان شاالله خلاصه میکنم . خدایا مرگ مرا و فرزندان و همسرم را شهادت قرار بده . خدایا ، همسر و فرزندانم را به تو میسپارم . خدایا ، در این دنیا چیزی ندارم ، هر چه هست از آن توست . پدر و مادر عزیزم ، ما خیلی به این انقلاب بدهکاریم . درود بی کران بر روح مقدس و مطهر شهید عباس بابایی. هفت مورد که بدون هفت مورد دیگر خطرناک است : ثروت ، بدون زحمت لذت ، بدون وجدان دانش ، بدون شخصیت تجارت ، بدون اخلاق علم ، بدون انسانیت عبادت ، بدون ایثار سیاست ، بدون شرافت این هفن مورد را گاندی تنها چند روز پیش از مرگش بر روی یک تکه کاغذ نوشت و به نوه اش داد . اعتقاد بر این است که وی این موارد را در جست و جوی خود ، برای یافتن ریشه های خشونت شناسایی کرد . خواستم بنویسم حسین کوهه .... ، دیدم کوه از شرمندگی حسین تکه تکه سنگ شده و سنگ بر احوالات حسین خون گریه میکند ( نجه قان آغلاماسن داش بوگون ، کسیلیب یتمیش ایکی باش بوگون ) حسین یعنی حماسه ، حسین یعنی سرور یعنی سالار ، حسین یعنی یکه و تنها ، حسین یعنی نینوا . فرات چه شرمگین است که همچنان جاری است ، شاید سرچشمه اش از کوفه باشد که همانند مردمانش بی وفایی اش قسمت حسین شد . و چه خوب که عباس بر نفس خود غلبه کرد و دستان پر از آبش را نفرین کرد که : کودکان منتظر من هستند تا زمانی که کودکان را سیراب نکم قطره ای آب نخواهم نوشید . ( آخدین عالم ، دره دن ، کوه و بیابانه فرات ، اولمادین قسمت حسینه دونسن قانه فرات ) حسین بی عباس معنا ندارد . عباس یعنی علمدار ، عباس یعنی باب و الحوائج ، عباس یعنی آزاده ، عباس ساقی کربلا . السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک ، علیک منی سلام الله ابدآ ما بقیت و بقی الیل و النهار ، ولا جعله الله اخر العهد منی لزیارتکم ، السلام علی الحسین ، و علی علی بن الحسین ، و علی اولاد الحسین ، و علی اصحاب الحسین . با پول میشود خانه خرید ولی آشیانه نه ، رختخواب خرید ولی خواب نه ، ساعت خرید ولی زمان نه ، میتوان مقام خرید ولی احترام نه ، میتوان کتاب خرید ولی دانش نه ، دارو خرید ولی سلامتی نه ، خانه خرید ولی زندگی نه ، و ، میتوان قلب خرید ، ولی عشق را نه !!! نوشته ای از چارلی چاپلین بزرگ . یکی ده نمکی رو بگیره ... آنجلینا جولی برای بازی تو فیلم مسعود ده نمکی اعلام آمادگی کرده . آنجلینا که دوست داره با فرهنگ ایران و اسلام آشنا بشه آمادگیه خودش رو برای حضور در ایران اعلام کرده . در این راستا مسعود خان ده نمکی کلی طاقچه بالا میزاره که چی... من نمیخوام آنجلینا تو فیلم من بازی کنه . فک کن !!!!!!!! آنجلینا چیه این وسط هی گیر دادی به ما که میخوام بیام ایران و اونم تو فیلم کی ، مسعود خان ، ( فک کن ) ایفای نقش کنم . ببین آنجلینا ما کلی شرایط داریم که باید قبول کنی والا ما دوست نداریم تو فیلممون بازی کنی . ببین آنجلینا جون سیریش نشو دیگه نمیشه . مسعود خان دوست نداره ریختتو ببینه . یکی نیست به این مسعود خان بگه : بابا این بنده خدا میاد با فرهنگ ایران آشنا بشه ، فیلم شمام بهانه است . بیچاره فکر میکنه ایران یه کشور اسلامیه میخواد با اسلام هم آشنا بشه . دیشب آسمان ایران به لطف ولادت علی موسی الرضا ، ستاره باران بود . ولادت هشتمین ستاره ی خداوند مبارک . مدتی میشد که دلم عجیب هوای زیارت امام رضا رو کرده بود و ناخود آگاه چشمام پر اشک میشد وقتی زائران مشهد رو میدیدم ، وقتی تو رادیو خیلی ها تماس میگرفتن و و نائب زیاره بودن از طرف همه ی شنوندگان ، دلم میگرفت که یه روزی برسه که من همچین پیامی رو به شنونده ها بدم . نمیدونم چرا طلبیده نمیشم . خودمو میزنم به بچگی و میگم : امام رضا هر چند هر روز سلام میدی و منم جواب میدم ، ولی ازت ناراحتم . دوست دارم از نزدیک بیام زیارتت . چه کنم که امام رضا هم نازمو میکشه . شنبه صبح وقتی صدای پیمان قریب پناه رو موقع اجرای عابران سپیده شنیدم ، خیلی زود خواستم قطع کنم . هر چند اجرای قریب پناه رو دوست دارم ولی اون ساعت حس شنیدن صداش رو نداشتم . یه لحظه گفت : امروز حتما قرار ساعت پنج رو بشنوید ، متفاوته . و ساعت پنج... زائر امام رضا شدم . چشماتونو ببندین و میخوایم یه مسافرت کوتاه داشته باشیم به مشهد . چشمامو بستم و منتظر بودم . نیت میکنی ، خونه رو به مقصد حرم ترک میکنی ، تو خیابونی که منتهی میشه به حرم ، قرار میگیری . از دور سلام میکنی ، راهت رو به قصد زیارت ادامه میدی . میرسی به در خونه ، زنگ میزنی ، منتظری که صاحب خونه در رو بروت باز کنه . اذن دخول رو میگیری ، وارد صحن میشی . بغضت میگیره ، میخوای سلام بدی . بغضت میترکه ، دست به سینه ، خم میشی : السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ، السلام علیک یا ضامن آهو ، السلام علیک یا امام غریب . وارد حرم میشی ، میخوای خودتو برسونی به ضریح . خیل مشتاقان باعث میشه که از دور عرض ارادت بکنی ، هر چند دستت به ضریح نخورده . لحظه وداع اونقدر غم غریبی میگیرتت که دوست نداری برا صدم ثانیه ای از اونجا دور بشی . ولی چه کنیم که سفرمان کوتاه بود . باید برمیگشتیم . چشمامو باز کردم . برا مدتی تو همون حال و هوا بودم . سفر کوتاهی بود . سرمو رو مهر گذاشتم و از خدا خواستم بازم لیاقت زیارت امام رضا رو نصیبم کنه . ما امشب شام مهمون امام رضاییم . ![]()
![]()
.
![]()
باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم
که در آن همواره اول صبح
به زباني ساده
مهر تدريس کنند
و بگويند خدا
خالق زيبايي
و سراينده ي عشق
آفريننده ماست
دانايي
زيبايي
و به خود مي خواند
جنتي دارد نزديک ، زيبا و بزرگ
دوزخي دارد – به گمانم -
کوچک و بعيد
در پي سودايي ست
که ببخشد ما را
و بفهماندمان
ترس ما بيرون از دايره رحمت اوست
باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم
که خرد را با عشق
علم را با احساس
و رياضي را با شعر
دين را با عرفان
همه را با تشويق تدريس کنند
لاي انگشت کسي
قلمي نگذارند
و نخوانند کسي را حيوان
و نگويند کسي را کودن
و معلم هر روز
روح را حاضر و غايب بکند
هيچ کس چيزي راحفظ نبايد بکند
مغز ها پر نشود چون انبار
قلب خالي نشود از احساس
درس هايي بدهند
که به جاي مغز ، دل ها را تسخير کند
از کتاب تاريخ
جنگ را بردارند
در کلاس انشا
هر کسي حرف دلش را بزند
تا ، کسي بعد از اين
باز همواره نگويد: "هرگز"
و به آساني هم رنگ جماعت نشود
زنگ نقاشي تکرار شود
رنگ را در پاييز تعليم دهند
قطره را در باران
موج را در ساحل
زندگي را در رفتن و برگشتن از قله کوه
و عبادت را در خلقت خلق
و طبيعت را در جنگل و دشت
مشق شب اين باشد
که شبي چندين بار
همه تکرار کنيم :
عدل
آزادي
قانون
شادي
امتحاني بشود
که بسنجد ما را
تا بفهمند چقدر
عاشق و آگه و آدم شده ايم
باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم
که در آن آخر وقت
به زباني ساده
شعر تدريس کنند
و بگويند که تا فردا صبح
خالق عشق نگهدار شما
.
![]()
| Design By : Night Skin |


