تبليغاتX
یه جو معرفت...!
یه جو معرفت...!

این وبلاگ به لطف داداش رضا هنوز زنده است

 
 
 

 

ولادت امام حسین(ع)، ابوالفضل عباس(ع)، امام سجاد(ع) مظهر عشق و شجاعت و مردانگی مبارک  

ماه شعبان مثل صاحبش مهربون و دوست داشتنی و بزرگه.

همچنین ولادت حضرت قائم(عج) و ولادت حضرت علی اکبر مصادف با روز جوان پیشاپیش مبارک.

خوش باشین.


   نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388  توسط نسیم  



موضوع:
 

این دومین باره که وقتی میخوام مناجات خواجه عبدالله بنویسم حتماْ قبلش یا کامی خراب بوده، که نبوده، یا اینترنتم قطع بوده.اولین بار روز مادر بود که نت قطع بود به کل، دومیشم روز مبعث پیامبر .هر چند گذشت.به وقتش حتماْ مینویسم.

حال و هوای بلاگفا فرق کرده، دیگه خبری از کامنتای طولانی رئیس بزرگ نیست، ناز نازی دیر به دیر آپ میکنه، کامنت دونیه محمد و نسرین باز نمیشه، بصیر پیداش شده  (خوش باشین) و زیارتت قبول عروس خانوم، خودم تند تند آپ میکنم و.... مارکو بچه درس خون شده  .

قالب وبلاگم خوشگله؟؟؟

راستی میخوام آگهی پرستاری بچه بدم، تازگی ها من شدم مامان بچه و خاله جانم دایه .البته زیر یکسال قبول است.

 


   نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388  توسط نسیم  



 

ولادت امام علی، روز پدر، مبارک همه باباهای مهربون بخصوص بابا مهربون خودم باشه و سایشون بالا

سر خانوادشون باشه ایشالا.

همچنین روح پدرایی که کنار خانوادشون نیستن قرین رحمت.

دیروز روز خوبی بود، مراسم ازدواج سولماز دوست دانشگاهیم که خیلی خوش گذشت، جایتان خالی

یه کم فرق میکرد با مراسمایی که قبلاً رفته بودم، یکیش اینکه با دوستام بودم(بماند که از 364 روز 365

روز و با دوستام هستم) دو اینکه صمیمی بود، عروس خانم خودش مراسمشو مدیریت میکرد، و دیگه...

منو گلناز تو حرف زدن کم نزاشتیم.

ایشالا همه عروس و دومادا خوشبخت بشن و زندگی گرمی داشته باشن.


   نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388  توسط نسیم  



موضوع:
 

**چقدر قیمت صندلی این روزها زیاد شده است، فرقی نمیکند این صندلی چوبی باشد، چرمی باشد، پلاستیک، فلزی....وقتی خواستم آپ کنم یادم رفته بود ماها آخر دموکراسی هستیم، فکر نمیکردم الان  اینجا پست جدیدی باشد، دم بلاگفا و دم دموکراسی و دم خودمان آتیش آتیش. بماند که ساعت ها طول کشید که بلاگفا منت بالا آمدن را بر سر مبارک نهاد ولی درآخر، قسمت پست مطلب جدید با کلی افتخار و نازو ادا حاضر به ظهور شدند.یادش بخیر، یاد انتخابات رئیس جمهوری آمریکا افتادم،وقتی آقای زرد شعار تبلیغاتی اوباما را قاپید، ووقتی هیلاری به نفع اوباما کنار رفت، آقای زرد در مصاحبه اش اعلام میکند:که به نفع رفیق و رقیب اصلاح طلبش کنار میرود، ولی اندکی بعد تکذیب میکند که شائبه ای بیش نیست و نوعی جنگ روانی است که دشمن تزرق کرده است.اینجا بود که جو گرفتمان و دادو بیداد که نه قرمز نه آبی فقط زرد طلایی، ولی چه کنیم که در این پرچم سه رنگ، رنگی از طلایی به چشم نمیخورد. مناظره ها هم که آخرش بود، رضا رفیع خبرنگار روزنامه این گونه مناظره ها را عنوان کرده است:مناظره مساله دار:((تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است  ای به فدای چشم تو، این چه نگاه کردن است)). مناظره خوب((همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی   و سپس کنار مجری بکنیم گفت و گویی   همه وقت انتخابات، به مناظره نشینند   ((تو قدم به قدم به چشم من نه، بنشین کنار جویی)) یاد فیلم دل شکسته افتادم که نفس به علی اکبر گوشزد میکنه که:قدم به قدم، شانه به شانه، نه سایه به سایه.مناظره بد((گر به تو افتدم نظر، چهره به چهره،رو به رو    خالی کنم دّق دلی، پوشه به پوشه، مو به مو)). ولی یک انتقاد از این مناظره ها شاید این باشد که بسی حیف شد به جای لیوان آبی خنک، لیوانی جوشانده اسطو خودوس بر روی میز می نهادند تا شاید کاندیداها اندکی آرامش خاطر یابند و اینگونه خالی کنم دقّ دلی، پوشه به پوشه، مو به مو  اتفاق نیفتد..............................................تا ببینیم در این شلوغ بازار انتخابات چه عاید ما ملت بیچاره میشود. فعلاْ که دارد خوش میگذرد با این زنجیره های انسانی و تجمع ها. بماند که دانشگاه تبریز روزهای ۲۳، ۲۴ و ۲۵ تعطیل میباشد.

*** از قول........  از حزب سبز حمایت میکنم، و تا آخر بر عقیده خود راسخم. زمانی که دیگر آبرویی   نماده است، برای اثبات بی گناهی خود به رئیس بزرگ-رئیس رضا انتشاراتی- در نامه ای مکتوب که: رئیسا شما که وامدار این کشورید ــببخشید اشتباهی رخ داد ــ شما که وامدار این بلاگفایید میدانید که من و شما چقدر از اوایل انقلاب فیلترینگ این بلاگفا زحمت ها کشیده ایم. شما که میدانید من از هیچ حزبی هر چند حزب سبز حمایت نکرده ام. بیایید و چاره ای بیاندیشیم و این پرچم را که شبیه به بنی صادراتی و وارداتی پرشین بلاگی است را از بیخ بر کنیم. رئیس به سلامت باد.نسیم اژدها. ۸۸/۳/۲۰

تا صندلی مرا نیز غارت نکرده اند، بر آن تکیه میدهم و بر روی چشمان خود میگزارم تا احدی جرات غارت به خود ندهد و به یغما نبرد.و تو صندلی جان که چقدر مظلوم واقع شده ای . زنده باد صندلی.


   نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388  توسط نسیم  



 

خوب بعضی وقتها من می اومدم اینجا به جای نسیم جان

آپ میکردم !!!!

اما این دفعه نسیم عزیز تشریف آوردند منزل ما

و   روزگار نو  را مزین فرمودند .

نظرات قشنگتون رو لطفا اونجا برای نوشته ایشون ثبت فرمائید .

رئیس بزرگ


   نوشته شده در شنبه نهم خرداد 1388  توسط نسیم  



موضوع:
 

من از زمانی که مدتی بدون وبلاگ بودم

عادت دارم که هر وقت چیزی میخوام بنویسم

با  اجازه از صاحب این خونه

میام و مینویسم !!!!

علیرغم اینکه الان خودم ،  وبلاگهایی دارم

برای این پست خاص

ترجیح دادم اینجا بنویسم

چرایش را در ادامه خواهید یافت .

 

 در طول این چند سال وبلاگ نویسی

چند باری ،  عنوان اولین بازدید کننده

از یک ویلاگ را تجربه کرده ام

ولی هیچگاه نشده که برای اولین بار

وبلاگی رو بخونم و فردای اون روز

وبلاگ حذف بشه !!!!

 

دیروز ، وقتی اومدم اینجا تا کامنت بذارم

به خاطر بیماری دوستی به نام سهراب

کنجکاو شدم و رفتم سراغ وبلاگ مشترک

ایشان با همسرشان فروغ خانم .

و به خاطر گیرایی مطالبشان

مجبور شدم تمام وبلاگ

قشنگشان را بخوانم

و با توجه به تصادف سهراب

جویای بهبودی اش شوم

 

و امروز با خبر شدم که این جوان عزیز

که در راه خدمت به مصدومین جاده ای

در سومین روز ازدواجش

خود ، تصادف کرده بود

هفت روز است که در جوار حق آرمیده

و همسر نوعروس جوانش را تنها گذاشته است.

 تا اینجا که فقط یک خبر تلخ بود

 

اما حکمت الهی در چیست ؟؟؟

برای من که دیروز این وبلاگ را کشف کردم

و امروز حذف شده می یابمش

برای فروغ خانم که درست ۳ روز پس از ازدواجش

چنین بلایی بر سر زندگی اش می آید

برای سهراب که در راه کمک به مصدومین تصادفات جاده ای

خود یکی از این مصدومین میشود و یکی دوماه بعد

جان خود را در راه این انجام وظیفه ، تقدیم میکند .

 

در هر یک از این چرا ها

بی شک ، حکمتی الهی نهفته است

و اینکه من و ما

سر در نمی آوریم از این حکمت

دلیل بر نبودنش نیست

دلیل بر غیر عادلانه بودنش هم نیست

پس باید بیشتر اندیشید

و پند و درس این ماجرا را پبدا کرد

که حداقلش تمرین صبر و تحمل

برای فروغ خانم !!!!

و درس ایثار و عشق

برای ما خواهد بود

و صد البته این کمترین ها

به عقل قاصر من میرسد

و شما عزیزان به طور حتم

دلایل خیلی محکم تر و متقنی

بر این ماجرا خواهید یافت .

روحش شاد

 

 

 (داداش رضا - رئیس بزرگ)


   نوشته شده در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388  توسط نسیم  



 

چرا این همه شعار؟؟؟

کجا همه جای ایران سرای من است.

تا اونجا که یادم میاد هیچ وقت افتخار نکردم که ایرانی هستم.

آخ چرا یادم اومدم ، نه اینکه ایرانی هستما نه ، از اینکه ایرانی باعث افتخارم شده.

یعنی فرق داره؟؟؟

یه بار وقتی ایران با استرالیا فوتبال داشتن خوشال شدم ، چند بارم حسین رضا زاده.

خدا فرصت میده خودمون نشون بدیم نه اینکه وقتی دستمون به دهنمون  میرسه بزنیم همه رو نابود

کنیم.

نعوذبالله جای خدا عوض شده مگه؟؟؟استغفرالله.

وقتی به یه مقامی میرسیم خوب بلدیم آدم ناکار کنیم ،

وای یادم اومدم اینا از فرصت آزادیه که ما تو کشور داریم ، یادم رفته بودا.

لنکرانی وزیر بهداشت میگفت:تو یکی از این کشور خارجیا که یادم نیست کدوم بوده ، به آقا دکتره گفته که چقدر درآمد داری؟گفته:دو میلیون.گفته تو که تو ایران بیشتر از این پول در میاری ، چرا برنمیگردی ایران؟گفته:همین قدر کافیه آخه تو ایران مسابقه ی پول در آوردن انداختن زندگی کردن تو کار نیست.راست میگه بنده خدا،وقتی برا یه عمل جراحی 45 دقیقه ای سه میلیون پول میگیرن ، حق داره بنده خدا نیم ساعت کار میکنه دو میلیون میصرفه.

تازشم مثل ماها چند شلغه نبوده که ، هم بیمارستان ، هم مطب ، هم خونه ،هم...نه بابا از این خبرا

نبوده

راستی تو هم اگه دستت زیادی به دهنت رسید وجود امام زمان انکار میکنی؟(استغفرالله)

یا بازم اگه دستت زیادی به دهنت رسید دستور میدی که ناکارش کنین جلو راهمو گرفته؟؟؟

 


   نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388  توسط نسیم  



موضوع:
 

از اون پستای دعوتی که من خیلی دوست دارم در موردش بنویسم،راستش دعوت شدما ولی تلفنی بود  ، اینم یه نوعشه.پنج تا سوال داره و جالبه.

۱ -سه تصویر ماندگاری که در فوتبال ، فیلم دیده اید و در ذهنتان مانده است، کدامند؟

... بازی منچستر و بایرن در باشگاه های اروپا که منچستر بازی یک هیچ باخته رو تا  دقایق ۹۰ ،دو یک پیروز شد.

... مرگ مایک ویلین فو در زمین فوتبال.

... بازی ایران و استرالیا ، بازی مقابل آمریکا در جام جهانی ، دعوای آخر بازی پرسپولیس و استقلال ، بازی یک هیچ باخته مقابل یو گسلاوی و اشتباه نکیسا در چیدن دیوار دفاعی.

.....(فیلم) فیلم سنتوری با بازی زیبای بهرام رادان ، فیلم مسافری از هند ، قسمت هایی از فیلم حضرت یوسف.

۲ -سه تصویر ماندگار زندگی.

میان نوشت:مسلمآ خاطرات زیادی است،اگه بخوام فاکتور بگیرم....

... خونه ی قدیمی مامان بزرگم که کلی خاطره بچگی هام اونجا شکل گرفته-یه بار در موردش پست نوشته بود-بالا رفتن از درخت مو و چیدن انگور دور از چشم مامان بزرگ، بازی با پسر عموهام و پسر خاله هام و سولی تو اون حیاط باصفا.

... ازدواج سولی و حبیب ، مراسم ازدواجشون ، و انعام گرفتن به بهانه های مختلف ، لحظه لحظه هاش خاطره ی خوب و به یاد موندنی بود.

...فوت مامان بزرگم ، یه خاطره ی تلخ.

۳ - آهنگ ماندگار و خاطره انگیز.

... «به سوی تو» کورس سرهنگ زاده.

۴ -دوست دارید در زندگی تان مارادونا باشید یا ماتئوس؟

 دنیای قهرمانی مارادونا بی نظیره ، به خاطر اعتیادش هیچ وقت نخواستم مارادونا باشم .آلمان و بازیکناش همیشه بهترین بودن،شخصیت قهرمانیه هر دورو دوست دارم.

۵ -چقدر اعتقاد دارید که آقایون کمتر از سنشان می فهمند و هیچ وقت عقلشان به پای خانم ها نمی رسد؟

...بیشتر به این اعتقاد دارم که سطح زندگی افراد فرق میکنه ، همچنان که از یه پسر بیست ساله یه مرد و از ۲۵ ساله یه تن پرور و خوشگذران.


   نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388  توسط نسیم  



 

روزنامه یکی از سرگرمی هامه که نمیتونم ترکش کنم،بخصوص اگه مطالبش جالب باشه دیگه دست بردار نیستم،سیاسی،اجتماعی،اقتصادی،فرهنگی،جدول......

یه جا هنر در دنیای کودکان،گیاهان دارویی،ذره های قاتل،هفت قانون تغذیه...

صفحه ی اجتماعی قسمت سلامت،نظرمو جلب کرد،موقع خوندن یه کم خندم گرفت، ولی جالب بود خیلی در مورد تغذیه مطلب خوندم، اینم یکی از اون ابتکاری هاست.

۱ -از خوردن غذاهایی که مادر بزرگتان به عنوان غذا نمیشناسد اجتناب کنید!

۲ -غذاهای شیطانی و فرشته خو وجود دارد! همان گونه که از شیطان باید گریزان بود، غذاهای شیطانی نیز مستحق فرار هستند.غذاهای شیطانی عبارتند از:چربی های اشباع شده و ترانس، غذاهای فرشته خو و مفید همان میوه ها و سبزیجات گوناگون است.

۳ -از خوردن غذا داخل ماشین اجتناب کنید.

۴ -خرید غذا از سوپر مارکت و سایر مراکز فروش فست فود ممنوع!

۵ -از خوردن غذاهایی که سرانجام فاسد و خراب نمی شوند اجتناب کنید.

۶ -خانواده های سنتی عادت به خوردن غذا سر سفره و دور هم داشتند، در حالی که امروزه اغلب در حین تماشای تلویزیون غذا صرف میشود.

۷ -مهم ترین هدف از خوردن حفظ سلامت جسم و روح است.البته باید گفت که تمام دلیل خوردن این نیست.لذت،ارتباط اجتماعی،همسانی و یا آیین و تشریفات نیز از دیگر دلایل خوردن است.(تهیه شده در گروه ترجمه سلامت نیوز)

خوب اینم یه مطلبیه برا خودش.


   نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388  توسط نسیم  



 

+ شده تا حالا از یکی خوشت نیاد و همش جلو چشت باشه و

 بعدش با هم دوست شین

+ برعکسشم میشه ،

یعنی اونقدر از یکی خوشت بیاد که بعد دوستی ببینی   ای داد بیداد .


   نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388  توسط نسیم  




درباره سايت
 
 
نويسندگان