زندگی همچنان در جریان....
ای عجب از این سوالای امتحانی ،و ای عجب از ناظرای امتحانی، وقتی از بد روزگار موقع امتحانا از این مریضیایه جدید بگیری
که یه پات روم به دیوار دستشویی باشه و وقتی برا خوندن درسات نداشته باشی ، ییهو ای کیو سان میاد به کمکت که بارو بندیلتو جمع کن برو دستشویی درس بخون
، وقتی خوب فکر می کنی میبینی ای کیو سان بدم نمیگه ها ، تا اینجاش خوبه ولی وقتی گوشیت بیرون باشه باید بدو بدو بری تا قطع نشه ییهو میبینی دوستات تک زنگ میزنن باید از نیمه ی راه برگردی
،نتیجه ی اخلاقی اینکه وقتی رفتین روم به دیوار گوشیاتونم بردارین.با همین اوضاع سر جلسه ی امتحان حاضر میشی و ناظر از رنگ زردت فکر میکنه داری تقلب میکنی ، از پشت سرتم یه مارمولک گیر بده که:باجی توروخدا به منم بگو من هیچی نخوندم
.با خودت شرط میبندی که ۲۰ دقیقه ای امتحان تموم میشه تا از این وضع فلاکت بار بدون دستشویی راحتشی ، ولی از بلندگو اعلام میکنن که دانشجویان سمت چپ سالن هنوز سوالاتون نیومده تا ۱۵ دقیقه آماده است
.
با همه ی این اوصاف شما چه شکلی میشین اگه به جای من بودین ؟؟؟
سر همین امتحان آخری یکی از سوالا که جواب چهار گزینه ای بود و از اون ناظر خوبا مراقبمون بود
وقتی میخواست کمکمون کنه گفت:بازیکن مشهور این کشور هری کیوله ، یکی از بچه ها گفت:گوسفنداشم معروفه ، ناظر:استرالیاست
.
خلاصه ..... تعطیلات تابستانی خوش بگذره
.


